برایت می نویسم برایت می نویسم شاید شوی نگار من شاید که چشمانت شود تا ابد برای من برایت می نویسم عشق چیست؟ تبشهای دلم با نفسهایت یکیست برایت می نویسم چون که دوستت دارم این تویی عشق باکم.نازنینم.مهربانم.. برایت می نویسم از شوق دیدار ز جادوی نگاهت قلب من گشته گرفتار برایت می نویسم از خاطراتم از آن تجربه های بی ثباتم برایت می نویسم از جدایی!! ولی نه..!! معنی ندارد تا که با من هم صدایی.. برایت می نویسم عشق ویران می کند خدایا این کیست که در قلبم بادشاهی می کند؟؟!
دیس لاو سراوان
>1<
عکساشو میبینم خاطراتش زنده میشن فک میکردم دوسم داره فک میکردم زندگیشم حالا شبامو صب میکنم با یه تیغو خونای که میریزنو دردای که حس نمیشن رفتنت از پیشم اخرین کادوت بود موندم چطو کنار اومدی تو باخودت زود با هزار اومید بت زنگ میزدم جواب نمیدادی یا که جوای میدادی اخرش فحش بارم میکردی چون که تو حواست پرت طرفدارات بود پرت این بود که پست چی بزاری یا که حواست پرت لاک ناخنت بود پرت این بود که چی بپوشی با چه تیپی بری سرقرار واسه خودم بهتره که از فکرتو دیگه درام ولی سخته برام گوش میدی منظورم تویی هفت خط توی که ده تا دل میشکونی تو هفت روز هفته ات تو هروز با عطرتن اون میری از هوش میگفتی عاشقمی اون عشقت پس کوش نشستی پهلوش اش میدیو اش میگیریو دیگه تو نمیدی به حرف من گوش لاو میترکونی دستات توی دستاشن من همونم که حتی تو دوست داشتی اخماشم
1>بلوچی لهجه سراوان
عکسانت چاران خاطرات زنده بین مو فکرون کورت مونیه دوستتن فکرون کورت زندگیو ایوحدی شپانه صب کنه وته تیغ خونانه که رچتن دردانه که حس نبنت رفتنت از کنارو اخری کادوته منتومو که تو چون زوت کنار یهته وته هزار اومید فرت زنگون جت جوابته ندات اگه جوابته دات دشنامته دات فخاطرشی حواست پانه طرفدارانتت پرت شی که چونه پستی بناده اگه نه حواست پرت لاک ناختنه پرت شیه که چی گور کنه وته چونه تیپی بره سرقرار پرمو بهترو که به تو فکرمکنه دگه بله سختوپرو گوشه ده منظورو توء هفت خط توکه ده دانک دل پروشه ته هفت روز هفته ات توهروز وته عطرچانت ایه بری از حال توگفت عاشق مونه آ عشقت اچه کوجو نسته پانه ای لب دی لبه گره دگه تو نده به خبرمو گوش لاوتراکینه دستانت ته دستانیه مو همایو که تر دوستت حتی اخمانه
کجای بیا بریم مراسم خاک سپاریمه ولی تو چی الان جشن خواستگاریته بیا ببین چطودارم زجه میزنم توهم عاشقم بودی کاش یه ثانیه ببین تو نبودت همه بم میگن یه دیونه دل من شبیه دل نیس که شده یه ویرونه حالا یه ستاره هم ندارم تو آسمون تو دیگه مال من نیستی شدی مال اونا نمیخوام التماست کنم بیا پیشم بمون نمیدونم کجا داری ول میگردی بی ابرونمیدونم شبا واسه کیا تب میکنی واسه کی میخندیو واسه کی اخم میکنی نمیدونم کی زنگ میزنه شبا به تو به رخ کی داری میکشی اون ذات خرابه تو بخدا دوباربزنه سیرمیشه ازتوء دیگه حتی نمیده جواب سلام تو اما من چی الان چند ساله که بیادتم /اگه بمیرم نگاه میداری اعزامو نیستی ببینی چطو صب میکنم شبامو این ادما دل منو بد شکوندن ازم نخواه فحش بدم زمینو زمانو ببین سرباز کرده زخم دلم باز دوباره ببین سرچی اوردی لعنتی نوحاله ببین بخاطرت قهرمیکنم باخدا من برو که هرجابری دنبالته اخ ناله ام هی خانم باشماام من دیگه نمیخوامت هرگوری دلت میخواد برو دیگه نمی پامت اخه خیال داشتنت دیگه پریده از سرم اره راس میگی بد قیافه ام راس میگی مسخره ام ولی اون چی دوست داره فدات میشه هان این جوری گریه نکن ارایشت خراب میشه ها گریه نکن بهت نمیاد که احساساتی باشی بهت خوش نمیگذشت پیش من بودی
ببین به پرو پات نمیپیچم باهرکی میخوای دوست شو نگران ابروتم نباش هواتو دارم
دلم واسه مریمم تنگ شده ولی میترسم ازش سراغی بگیرم خیلی سخته دوریش لحظه به لحظه جون میدم درنبودش
رفت تا راحت زندگی کنه شاد زندگی کنه دارم گریه میکنم ولی خوشحالم تونست منو فراموش کنه شادباشه
خیلی دلم واست تنگ شده کاش دلم مث دلتو مث سنگ میشد
سال دیه نیستم تولدتو تبریک بگم که ببینی هنوز بفکرتم
ادمای دورورت زیادن بهت تبریک میگن
مریمم من یه رویا بود واسه من
بانامردی منو شکست رفت فقط خواست طمع بازی
بادل منو بچشه گذاشت بمیرم رفت پی جدیداش
میخواستمش از ته دل خاکسترشده ام
من اونو واسه عاشقانه هاش میخواستم اون
منو واسه سرگرمی لعنت بهش خنجر عشق دروغ
تو قلب عاشق من زد

































روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید
که آرامش بخش روح و روان کسی ميشوي که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است
بهانه ی زندگیم تولدت مبارک





چه زیباست به خاطر تو زیستن
و برای تو زنده ماندن
و چه تلخ است دور از تو بودن
جاودانه دوستت دارم



عزیزم
از وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد
اندیشیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است.
سالروز تولدت را که قشنگترین روز زندگی ام است تبریک میگویم.

وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند من را لایق آن دانست
و هدیه من به تو نازنین قلب عاشقی است که فقط برای تو میتپد
عاشقانه و صادقانه دوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک میگویم
تولدت مبارک
دستانم تشنه دستان تو، شانه هایم تکیه گاه خستگیهایت
به پاکی چشمانت قسم تا ابد با تو میمانم
بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
عزیزم سالروز تولدت مبارک
عزیزم به خاطر همه آرامشی که از تو دارم خدا را شکر میگویم
به پاس تمام خوبیهایت بهترینها را برایت آرزو میکنم . . .
تولدت مبارک
چه زیباست به خاطر تو زیستن
و برای تو زنده ماندن و چه تلخ است دور از تو بودن
جاودانه دوستت دارم
عزیزم تولدت مبارک
بهترین آنگ زندگی من تپش قلب توست
و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت
تولدت مبارک گل من
در سپیده دم عشق کسی متولد شد
که صدایش آرام تر از نسیم
نگاهش زیباتر از خورشید
دلش پاک تر از آسمان و قلبش زلال تر از آب
و آن تو بودی بهانه قشنگم برای زندگی
تولدت مبارک
تو یک تولدی شدی به قلب زخمی ام ببین
که با تو من ظهور شدم احیا شدم مثل نگین
عزیز مبارکت باشه امروز روز تولدت
این قلب خسته منه بردار برو مال خودت
امروز روز توست و من
تمام دلتنگی هایم را به جای تو در آغوش می کشم
چقدر جایت میان بازوانم خالیست
در تمام عمرم یک بار عاشق شدم
و وابسته به کسی که برای داشتنش حاضرم از تمام زیبایی های دنیا بگذرم
نبض حیاتم بعد از عشق به خدا برای تو می تپد
سالروز تولدت مبارک

نه عزیــــــزم
تولـــــــدت مبارکـــــ









تا کـــی میخوای فرشتـــه بمونی هاااا !
سالروز زمینی شدنت مبارک













تولـــــــــــــــــــــــدت مبارک همسر نازنینم م م م م م م









ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین آسمانی میشوم وقتی نگاهت می کنم . . .
دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود، سرشار از عشق و محبت کردی، نازنینم،
زیباترینم، حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس میگویم، تولدت مبارک
بعد مرگم
بعد مرگم سردم !
زير خاکه تنم !
باور ندارم که مردم !
اي خدا اين منم ؟
چرا کبود شده تنم ؟
کسي نمي رسه به دادم !
الان همه دشمنام خوشحال و شادن !
همه اونايي که يه روز بودم به فکرشون !
همه اونايي که جون دادم به عشقشون !
با رفتنم ازشون نشده هيچي کم و کاست !
فقط عشقمه که مي دونم اون منو باخت !
فقط مي تونم که بسوزم و بلرزه تنم تو گور و نبينم اون نور عشق و محبتو!
سهمم از دنيا هيچي نيست جز حسرت !
دنيا و ماديات بي خبر از قيامت !
سفر و کوچ طولاني و رسيدن به نهايت !
ميرم از اين دنيا چون مي دونم که جام نيست !
ميرم ازبين ادمها و پاک ميشم از ليست
دلم گرفته این روزا اونی که دوسش داشتم گذاشته و رفته دیگه دوسم نداره ازم گذشته
شبا بغض میکنم دلم حالی به حالی میشه وای خدا چه حالی میشم میخوام بمیرم